باورهای منفی هویت فرد را شکل می دهند. درست به همان ترتیب که شخصیت آدم ها تقریبا پایدار است، این باورهای منفی هم به سختی تغییر می کنند. باورها خواه مثبت یا منفی تفکر، احساس و رفتار فرد را تحت کنترل خود بگیرند. صحبت های زیادی در ارتباط با روش های تغییر باورهای منفی می شود. گاهی به نظر می رسد که این ذهنیات منفی جای پای خود را حسابی محکم کرده اند و قصد تغییر را هم ندارند. اگر خوشبینانه نگاه کنم تغییر باورهای منفی را امری محال نمی دانم.

دوستان و همراهان همانطور که خصوصیات شخصیتی افراد در طول زمان تغییر می کند، باورهای ذهنی منفی هم می توانند تغییر کنند. اما موضوع به این سادگی ها نیست. اول از همه باید بخواهید که تغییر کنید! همه چیز در ذهن اتفاق می افتد، آیا وقت آن نرسیده تا با این سدهای بازدارنده مقابله کنید؟

سریع ترین روش ساختن باورهای قدرتمند و حذف باورهای منفی و محدود کننده

چرا باید باورهای منفی را تغییر دهیم؟

شاید تصور کنید که این یک موضوع شخصی است و تاثیری روی روابط اجتماعی ندارد. بگذارید یک رازی را فاش کنم. مقصر همه عکس العمل های اشتباهی که در مواجهه با رویدادها دارید، باورهای ذهنی منفی است.

پباورهای منفی روی ضمیر ناخودآگاه تاثیر می گذارند. به این ترتیب در موارد مشابه بدون اینکه عقل و منطق به کمک فرد بیاید، ذهنیات منفی پرچم مدار می شود. بین منطق و بی عقلی کدام را می پذیرید؟ ذهنیت منفی مثل سم در روابط اجتماعی است. افکار منفی برنامه ریزی های زندگی را تحت تاثیر قرار می دهند. اگر هدف دارید باید مسیر موفقیت را خوشبینانه طی کنید. برای تغییر باورهای منفی ذهن خود را با باورهای منطقی پر کنید.

اولین گام: پیدا کردن جانشین مثبت برای باورهایی منفی ( اصل جایگزینی)

باورهای غیر منطقی خیلی زود ریشه دار می شوند و به این سادگی ها از بین نمی روند. تصور کنید به کسی که همه وقایع را منفی و سیاه می بیند، بگویید حالا همه چیز را سفید ببین. در واقعیت این امر اصلا نتیجه ای ندارد. صحبت از باور ذهنی است یعنی امری که ذهن فرد به آن ایمان دارد. باور منفی نوعی نگرش ذهنی است که در آن حتی با داده های مثبت هم، تفسیر اطلاعات به شیوه منفی انجام می شود. به عنوان مثال:

  • “من بی لیاقتم” می شود اینطور هم گفت: من انسانم و ارزش دارم.
  • “جهان ناعادلانه است” چطور است بگوییم: گاهی جهان منصفانه است.
  • “نباید به مردم اعتماد کرد” می شود با دید مثبت گفت: به بعضی از مردم می توان اعتماد کرد.
  • ……

تغییر باورهای منفی با جملات واقع بینانه مثبت اولین گام در مسیری طولانی است. انتظار معجزه نداشته باشید ولی جملات انگیزشی مثبت به خصوص اگر با صدای بلند تکرار شوند، روی ذهن هم اثر می گذارند. تغییر باورهای منفی از طریق جایگزین کردن باورهای مثبت همیشه نتایج خوبی دارد.  یک نکته مهم اینکه تنها روی واقعیات عقلانی مانور دهید. یکبار دیگر به این جمله دقت کنید:

“نباید به مردم اعتماد کرد” — “-به همه باید اعتماد کرد”

در این مثال جمله دوم جایگزین مثبت باور منفی اولین جمله نیست. ” به همه باید اعتماد کرد” جمله ای غیر منطقی و غیر عقلانی است بنابراین ذهن از پذیرش آن خودداری می کند.

تکنیک های تغییر باورهای منفی

گام دوم: تقویت باور مثبت و تضعیف باور منفی

برای تغییر باورهای ذهنی آن را کم اهمیت جلوه دهید. ذهنیت انسان با دیدن شواهد یا تجارب قبلی شکل می گیرد. وقتی یک باور منفی در ذهن به وجود می آید به سختی می توان آن را تغییر داد. یک راه ساده پیدا کردن شواهدی برای شکستن باور در ذهن است. یک ذهن منفی همه شواهد و مستندات را به گونه ای مغرضانه تلقی می کند. لازم است تا این چرخه معیوب را همین حالا متوقف کنید.

همه تجارب قبلی را نادیده بگیرید و برای پیدا کردن شواهد مثبت، جستجو کنید. تغییر باورهای منفی یک تصمیم بزرگ در زندگی فردی و اجتماعی است که نیاز به تحقیق و بررسی موشکافانه دارد. تا وقتی که ذهن با تجارب جدید درگیر نشود، همچنان شواهد و تجارب ناخوشایند گذشته را با خود یدک می کشد.

گام سوم: تغییر باورهای منفی با سنجش پیشرفت

تا زمانی که ملاک سنجش خوبی نداشته باشید، متوجه تغییرات نمی شوید. چقدر در تضعیف باورهای ذهنی منفی موفق بوده اید؟ تا چه اندازه باورهای مثبت را جایگزین طرز تلقی منفی کرده اید؟ تغییر باورهای منفی با متر و خط کش قابل اندازه گیری نیست. به این ترتیب هر فردی می تواند ادعا کند ذهن مثبت اندیشی دارد.

گاهی حتی خود فرد هم نمی داند تا چه اندازه فکر مسمومی دارد. برای داشتن یک ساختار ذهنی جدید لازم است تا از روی شواهد عینی خود را بسنجید. تنها خواستن مهم نیست برای رهایی از ذهنیات منفی چیز بهتری را جایگزین کنید. حتی اگر یک درصد هم بتوانید باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی کنید، بسیار عالی است.

تصور کنید باورهای منفی دارای قدرت 100 درصد هستند و باورهای مثبت 0 درصد قدرت دارند. هر یک درصدی که به باورهای مثبت افزوده می شود، یک درصد از قدرت باورهای منفی کم می کند. تغییر باورهای منفی یک شبه حاصل نمی شود. این راهی طولانی و سخت است. زمانی می رسد که کفه سنگین ترازو به نفع باورهای مثبت حرکت می کند و دیگر چیزی از اقتدار باورهای منفی باقی نمانده است.