همه چیز از ۷ سال پیش شروع شدزمانی که شاید کاملا اتفاقی طعمی رو چشیدم که دیگه نتونستم فراموشش کنمبا ابزاری آشنا شدم که به اذن و لطف خدای رحمن همه ی زیبایی که خواستارش بودم رو وارد زندگی من کرد

هیچ وقت سال اول دانشگاه (در مقطع کارشناسی مترجمی زبان) رو فراموش نمی کنم که چقدر در آرزوی ساختن زندگی ایده آلم بودمخیلی واسش شور و شوق داشتم، خیلی بیشتر از چیزی که حتی بتونی بهش فکر کنی. واسه ی همین، هرکار و ایده ای که به ذهنم میرسید انجام میدادم تا شاید بتونم سریع تر در مسیر ساختن زندگی رویایی خودم حرکت کنم

از صبح که از خواب بیدار میشدم گوشی خودم رو بر می داشتم و به فایل های موفقیتی که از اساتید موفقیت داشتم گوش میدادم… داخلی و خارجی اش هم فرقی نمی کرد، تقریبا توی اون برهه ی از زندگیم استاد موفقیت ایرانی یا خارجی یا حتی کتابی در زمینه موفقیت و قانون جذب نبود که نخونده باشم

موقع بیدار شدن از خوابموقع مسواک زدنموقع دوش گرفتنتوی مسیر دانشگاهموقع برگشتن از دانشگاهحتی زمان های استراحتی که بین بین کلاس های دانشگاه داشتم، به فایل هایی که داشتم گوش میدادمخیلی هم عالی بود، واقعا تا زمانی که به این فایل ها گوش میدادم حس و حالم خیلی خوب بود و احساس می کردم خیلی پر انرژی تر و سرحال تر هستم، انقدر انرژی دارم که میخوام بترکونم، اما انگار نمی دونم دقیقا چیکار باید بکنم!

این همه اش نبودلیستی از عبارت های تاکیدی واسه ی خودم آماده کرده بودم و هر روز صبح قبل از بیرون رفتن از خونه و هر شب قبل از خواب حداقل ۳ بار اونها رو با خودم تکرار میکردمو شاید واست جالب باشه که همیشه هر وقت به کلاس های دانشگاه می رفتم یک کتاب موفقیت پیشم بود که معمولا سر کلاس میخوندمش! البته یواشکی و بدون اطلاع استادهایی که باهاشون کلاس داشتم!!!

ولی میدونی چیه دوست من؟ انگار یه جای کار می لنگیداین موضوع رو من همون موقع نفهمیدم، وقتی فهمیدم یه جای کار میلنگه که واقعا حس کردم به ته خط رسیدم

رسیدن من به ته خط، تقریبا نزدیکای آخر سال هم بود. ۲۸ ام اسفند ماه سال…

من خواسته های زیادی داشتمدر زمینه مالی، کسب و کار، روابط عاطفیولی وقتی به خودم اومدم دیدم بیشتر از ۲ ساله که شبانه روزی و خیلی جدی، خودم رو غرق آموزش ها و کتابها و اساتید موفقیت کردمروزی نبود که حداقل یک بار به کل فایل صوتی راز گوش ندم! ولی پشرفت عجیب و غریبی توی زندگیم رخ نداده بود

حس و حالم خیلی خوب شده بود… ( البته تا وقتی که این ورودی ها رو قطع نمی کردم!) ولی نه عشقی، نه پول و ثروتی و نه کسب و کاری که میخواستمهیچ کدومش وارد زندگی من نشده بود!

۲ سال تموم عکس ماشینی که اون موقع عاشقش بودم رو زده بودم به کمد اتاقم و هر روز نگاهش می کردم، اما هیچ نشونه ای از ظاهر شدن سر و کله ی اون جنسیس کوپه مشکلی رنگ مدل ۲۰۰۹ نبود! نشونه که چه عرض کنم، یک هزار تومانی اضافه هم به دست نیومده بود که در مسیر این خواسته و هدفم باشه!

متاسفانه یا خوشبختانه همون روز در دانشگاه ۲ ساعت کلاس داشتیم!

۲۸ اسفند و کلاسی که ۸۰ درصد دانشجوهاش تا روز آخر هم غیبت نمیکنن! کلاس که تموم شد انقدر کلافه و عصبی بودم که فقط دلم میخواست راه برم و فکر کنمدلم میخواست با خدای خودم خلوت کنم و ازش کمک بخوام چون واقعا دیگه دنبال انگیزه گرفتن و انرژی گرفتن نبودم! دلم نتیجه میخواست! نتیجه ملموس و فیزیکی!

شاید نزدیک ۲ ساعت بود که راه می رفتم، حرص می خوردم و فکر می کردمانگار دلم میخواست برم یه جای خلوت و با خدای خودم خلوت کنمانگار یه ندای قلبی اینو بهم میگفت

چند تا چارراه دیگه رو پیاده طی کردم تا اینکه خیلی اتفاقی یه جایی رو پیدا کردم که حس می کردم جای مناسبیه واسه ی خلوت کردن با خودم و خدای خودمامازاده ای نسبتا معروف، که چند خیابون با دانشگاه ما فاصله داشت!

چند ساعت این خلوت طول کشید و حدود ساعت ۵ بعداز ظهر بود که اومدم بیرون. یه تصمیم خیلی جدی گرفته بودم و با خودم عهد کردم که یک بار هم که شده چیزهایی که توی این همه سال مطالعه موفقیت، یاد گرفتم رو تست کنم، تا ببینم آیا واقعا جواب میده یا من این همه سال سر کار بودمتا بفهمم کجای کار اشتباه بوده که توی این دو سال مطالعه شبانه روزی و خیلی جدی مباحث موفقیت، هیچ خبر جدی از نتایجی که به دنبالش بودم نبوده و هر نتجیه ای که به دست اومده خیلی کوچکتر از چیزی بوده که به دنبالش بودم

تصمیم گرفته بودم به یک نمایشگاه اتوموبیل برم و همون کاری که همه ی کتاب ها و سمینارهای موفقیت و قانون جذب در موردش صحبت میکنن رو انجام بدمتست کردن ماشین مورد علاقه ام، جنسیس کوپه ۲۰۰۹ مشکی!

توی کل مسیر با خودم کلنجار می رفتم که برم یا نهواقعا خیلی کار بزرگ و ترسناکی بود واسم

خیلی سخت بود کل پولی که توی جیبت داری ۹۰ هزارتومان باشه ولی بخوای بری و یه ماشین ۹۰ میلیونی رو قیمت کنی. انقدر درگیر این برم نرم های ذهنی بودم که تا به خودم اومدم دیدم دقیقا نزدیک نمایشگاه اتوموبیلی هستم که قرار بود سراغش برم و فقط ۱ چارراه با خونمون فاصله دارم

برای آخرین بار به خودم یادآوری کردماگه بدون سر زدن به نمایشگاه و قیمت گرفتن و تست کردن ماشین رفتی خونه، دیگه از امروز به بعد حق نداری سراغ هیچ کتاب یا سمینار موفقیتی بری! تحت هیچ شرایطی… ( شاید واست جالب باشه دوست من، این تکنیک همیشه توی زندگی به من جواب داده، این دفعه هم جواب داد)

با همه ی ترسی که داشتم وارد نمایشگاه شدم و پرس و جو کردمگفت بله یک جنسیس کوپه مدل ۲۰۰۹ داریم، الان با مالکش تماس میگیرم تا ماشین رو بیاره ببینیدتماس گرفتجوابی نداددوبارهبرای بار سومباز هم جواب نداد

مسیٔول نمایشگاه شماره موبایل من رو گرفت و گفت تا تماس گرفت بهت خبر میدم

تصمیم گرفتم تسلیم نشم و ادامه بدم نزدیک خونه ی ما ۴ تا نمایشگاه اتوموبیل دیگه هم بودرفتم سراغ دومی.. سومی و آخریمتاسفانه توی هر چهار نمایشگاه اتوموبیل همون حرف های تکراری رو شنیدم و نتونستم اتوموبیل دلخواهم رو تست کنم

از نمایشگاه آخری که بیرون اومدم خیلی حس و حالم خوب شده بوداعتماد به نفس عجیبی گرفته بودمو واقعا خیلی خوشحال بودم

نزدیکای خونه اولین نمایشگاه بهم زنگ زدآقای عرفانی می تونی ساعت هفت و نیم نمایشگاه باشی؟ با مالک جنسیس صحبت کردم شب میاره ماشین رو دم نمایشگاه… بهش اوکی دادم و قرار رو باهاش ست کردم

اون شب، من اون جنسیس کوپه مورد علاقه ام رو تست درایو کردمو تازه اون موقع بود که فهمیدم هدفی که داشتم واقعا چیه و چجور حس و حالی می تونه داشته باشه

فردای اون روز ( کاملا اتفاقی از نظر عوام و کاملا هدایت شده از نظر قانون جذب) داشتم توی درایوهای کامپیوترم سرچ میکردم که به فایلی رسیدم که چند ماه پیش با چه سختی و قیمت نجومی (۲۰۰۰ دلار اون موقع) خریداری کرده بودمشآموزش هیپنوتیزم از یکی از بهترین استادهای امریکایی

شاید باورت نشه ولی کل عید نوروز رو مشغول دیدن آموزش ها بودمفکر می کنم فایل های اون دوره بالای ۱۵۰ ساعت بودانگار کم کم یکی از رویاهای دوران کودکیم داشت واقعیت پیدا می کرد، چون یادمه از ۱۰ سالگی دوست داشتم هیپنوتیزم کردن رو یاد بگیرم

هرچی بیشتر کلاس رو و ویدیوهای کلاس رو میدیدم، بیشتر دوست داشتم یکی پیدا میشد و من رو هیپنوتیزم می کرد تا ببینم هیپنوتیزم چه حس و حالی دارهولی متاسفانه اون موقع چنین فردی نبود! یا بهتر بگم در دایره ی ارتباطی من نبود

واسه ی همین تصمیم گرفتم اولین فایل دست و پا شکسته ی خودهیپنوتیزم رو واسه ی خودم بسازم که حدود ۱۵ دقیقه بودخیلی خارق العاده بودشاید باورت نشه دوست من، بعد از این فایل کوتاه چنان حس آرامشی رو تجربه کردم که واقعا تا اون سن و سال و اون لحظه تجربه اش نکرده بودمیه ذهن آروم و ریلکسیه بدن آروم و ریلکس و سرشار از حس خوب

این تجربه ی خوشایند باعث شد جدیت من برای دنبال کردن هیپنوتیزم، خیلی خیلی بیشتر بشهکه این موضوع و این عشق و علاقه تا امروز هم درست به شدت سابق ادامه داشته

و دوست من همین جا بود که وسوسه شدم بیشتر از هیپنوتیزم استفاده کنم و ببینم در چه زمینه هایی از زندگی خودم می تونم از هیپنوتیزم استفاده کنمو جالبه بدونی که تقریبا تا امروز موضوعی نبوده که بخوام از این علم کمک بگیرم و ناامیدم کنه

اولین هدفی که به سراغش رفتم هدف مالی بودسعی کردم از علم هیپنوتیزم استفاده کنم تا ذهنم رو برای ثروت برنامه ریزی کنم… یه فایل جدید واسه ی خودم ساختم و هر روز بهش گوش میدادم… شاید نزدیک یک ماه، روزی ۱ بار… نتیجه چی بود؟! باور نکردنی!! درآمد من و کسب و کارم، انگار رشد صعودی پیدا کرده بود

تا جایی که ۶ ماه بعد دقیقا معادل پول همون جنسیس کوپه ای که در نمایشگاه دیده بودم رو توی حساب بانکیم داشتم، اما دیگه دوست نداشتم بخرمشچون به هدف های بزرگ تری فکر می کردم

می دونم دوست من که الان احتمالا سوالای زیادی در ذهنت داریکه علم هیپنوتیزم توی این موفقیت ها چه نقشی داشته؟ من دقیقا چطوری از هیپنوتیزم برای تغییر باورهای مالی خودم استفاده کردم و

و این دقیقا موضوعی هستش که چند روز آینده در پست بعدی ( ویدیویی که واست آماده کردم) واست ارسال می کنمپس حواست باشه که این ویدیوی ارزشمند رو از دست ندی

و اما مسابقه این پست:

دوست من ازت میخوام که در بخش کامنت های این مقاله برای من کامنت بگذاری که:

۱) آیا تا به حال تجربه هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم رو داشتی یا نه؟ تجربه ی تو چی بوده و به کمک این علم چه دستاوردهایی رو تونستی به دست بیاری؟

۲) چقدر با علم هیپنوتیزم آشنایی داری؟ چه سوالاتی در مورد هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم ذهنت رو مشغول کرده یا همیشه واست ابهام داشته؟ فکر می کنی در چه زمینه هایی میشه از علم هیپنوتیزم استفاده کرد و در چه زمینه هایی این امکان نیست؟!

به قید قرعه به ۵ نفر از دوستانی که پاسخ دقیق و شخصی (بدون سرچ در اینترنت) به این دو سوال بدن جوایز نقدی و غیر نقدی ۵۰۰ هزار تومانی به شرح زیر تقدیم میشه:

یک هدیه ی ۵۰۰ هزارتومانی نقدی

۴ هدیه ۵۰۰ هزار تومانی غیر نقدی به صورت شارز کیف پول در سایت عرفانی زاده

منتظر آگاهی از تجریبات جالب و خوبت هستم دوست منمراقب باش که ویدیوی بعدی رو از دست ندی

برنده این مسابقه همراه با ویدیویی که واست ارسال می کنم در تاریخ دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ۹۸ مشخص میشه.

دوستدار شمامحمد امین عرفانی زاده