0
  • یک سبد خالی

    سبد خرید شما خالی است.

کلمه کلیدی خود را وارد کنید

post

چرا می ترسیم؟

چرا می ترسیم؟

چرا می ترسیم؟

ترس ها و در کل مکانیزم ترس به این علت در انسان طراحی شده تا محافظ او باشد. مثلا اگر تجربه ای ناخوشایند یا خاطره ی بدی از دریا داشته باشید، ذهن شما ممکن است باعث ترس شما از دریا شود. شانس و احتمال اینکه مجددا چنین خاطره و تجربه ی بدی در آب برای شما رخ دهد بسیار ناچیز است، اما ذهن شما نمی خواهد که در این باره کوچکترین ریسکی انجام دهد. ضمیر ناخود آگاه اینگونه برنامه ریزی شده که از هرگونه رنج و دردی اجتناب کند، و در این مثال ذکر شده بعد از آن اتفاق ناخوشایند آب و دریا در ذهن شما به عنوان عاملی برای درد و رنج تلقی می شود.

فرض کنیم شما قبلا رابطه ی عاطفی ای داشته اید که شریک شما عملکرد چندان مناسبی نداشته و به شما خیانت کرده است. شاید شریکتان به شما گفته بوده که به دیدار دوستانش می رود ولی بعدها متوجه شده اید که این خیانت دقیقا در همان موقع اتفاق افتاده است.

ضمیر ناخود آگاه دقیقا مشابه کامپیوتر کار می کند و این دو عامل را به هم لینک می کند. ( که مثلا به دیدن دوستان رفتن = خیانت کردن) جالب اینکه حتی ممکن است شما از این پروسه ی لینکینگ ذهنی هیچ اطلاعی نداشته باشید، اما به محض اینکه در هر رابطه ی عاطفی ای قرار می گیرید و شریک شما می گوید که می خواهد به دیدن دوستانش برود… حدس بزنید چه اتفاقی می افتد؟!

ضمیر ناخود آگاه شما به صورت اتوماتیک به شما هشدار می دهد که مشکلی در راه است. در صورتی که ممکن است واقعا هیچ مشکلی در راه نباشد اما یکی از وظایف ضمیر ناخود آگاه این است که از ما در مقابل هر گونه درد و رنجی محافظت کند تا از لحاظ احساسی و جسمی در امان بمانیم.

جالب تر اینکه این سینگال ارسالی از ضمیر ناخود آگاه به قدری قدرتمند ظاهر می شود که در یک چشم به زدن تمام وجود شما را آماده ی مقابله با این خطر می کند. و متاسفانه طبق قانون انتظار، که شما انتظار هر چیزی را که داشته باشید در زندگی تان رخ می دهد، یک واقعه ی بد دیگر را برای خود رقم می زنید.

البته واقعا باید خدا را به خاطر داشتن چنین توانایی ذهنی ای سپاس گفت… چون علت وجود این پروسه محافظت ما از انواع خطرهاست تا به قول معروف از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم. اما مشکل اصلی اینجاست که در بسیاری از موارد این برنامه ریزی ها و شرطی شدن ها برای ما مشکل آفرین می شود. و باعث می شود که بارها و بارها یک اتفاق ناخوشایند در زندگی ما رخ دهد و یا از فرصت های بی نظیری که می تواند در یک چشم به هم زدن زندگی ما را متحول کند غافل بمانیم و در زندگی درجا بزنیم. چون دریا همیشه به معنی خطر نیست! گردش با دوستان همیشه مشکل آفرین نیست! و متاسفانه تا زمانی که این برنامه های ذهنی مان را تغییر ندهیم، یا از تمامی افراد و موقعیت هایی که ذهن ما به آنها برچسب ترسناک و خطرناک می زند دوری می جوییم و یا اگر هم دل به دریا بزنیم و مجددا به سراغ این افراد و موقعیت های دارای برچسب خطر برویم بازهم همان اتفاقات ناخوشایند و دردناک برای مان رخ می دهد، چون ما فقط به چیزهایی می رسیم که ذهنمان برای آن پروگرم شده است.

کمی راجع به این موضوع فکر کنید.

امیدوارم که روز عالی و بی نظیری داشته باشید.
دوستدار شما-محمد امین عرفانی زاده

 

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟

avatar