بیندیشید و ثروتمند شوید

بیندیشید و ثروتمند شوید


درود بر تو عرفانی زاده دات کامی قدرتمند و دوست داشتنی،

الان چه حس و حالی داری ذوست من؟

می دونستی تحقیقات علمی و آزمایش های متعدد دانشمندان علوم ذهنی نشون داده که بیش از 95 درصد تصمیم های ما در هر لحظه تحت تاثیر حسی که در اون لحظه داریم، گرفته میشه..

یعنی تصمیم هایی که میگیری اکثرا بر اساس منطق نیست.. در راستای اهدافی که داری نیست.. صرفا به حس و حالت در هر لحظه بر میگرده..

و دقیقا همین جاست که به فرمول 5 ثانیه ای دکمه ی اقدام نیاز داری:)

اکثر ماها زمانی تصمیم به تغییر می گیریم که دیگه تحمل شرایط قبلی خیلی واسمون سخت شده، خیلی درد کشیدیم.. رنج زیادی رو تحمل کردیم و حس می کنیم دیگه راهی به جز تغییر کردن نداریم..

درست همین جاست که مصمم و جدی میریم به سمت تغییر کردن. اما میدونی چیه؟

کافی فقط یکم از اون درد و رنج کم بشه و شدتش کمتر بشه، به احتمال 90 درصد فورا تو هم برمیگردی به زندگی قبلی و همون روال قبلی.

سه ماه پیش مراجعی رو داشتم که ساعت 8 شب به دفتر من اومد. کلافه و عصبی! می گفت آقای عرفانی هر کاری بگی انجام میدم، فقط بگو چکار کنم که زندگیم عوض شه..

الان سه ساله در فلان شرکت نتورک مارکتینگ دارم کار می کنم اما انگار نه انگار. انگار توی این شرکت این شده عادت من که هدف گذاری کنم و بهش نرسم! به خدا دیگه خسته شدم..

مطمئن نبودم که که این مراجع واقعا مصمم و جدی واسه ی تغییر هست یا نه! واسه ی همین واسش یه شرط گذاشتم و گفتم که صرفا اگه این شرط رو انجام دادی واسه ی دفعه ی بعدی بهت نوبت میدم.

خوشبختانه جلسه ی بعدی این دوستمون رو دیدم و سه تمرین بهش دادم:

از جمع قبلی (بچه های نتورک) برای مدت مشخصی کاملا فاصله بگیر و باهاشون در ارتباط نباش

طی هفت روز آینده هر کاری که می کردی رو متوقف کن

در یک هفته ی آینده فقط تمرکزت رو به مطالعه ی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید بده

همین!

شاید واست جالب باشه دوست من که این مراجع در این بازه ی کوتاه اتفاق ها و دستاوردهایی رو تجربه کرد که باورش نمیشد. تجربیاتی رو کسب کرد که در کل چند سالی که در اون شرکت نتورک مشغول به کار بود، به دست نیاورده بود..

اما می دونی چی شد؟

در کمال ناباوری، یک ماه بعد متوجه شدم که دوباره به همون شرکت نتورک مارکتنیگی که درش کار می کرده برگشته و دوباره برگشته به همون روال قبلی زندگیش!

می دونی چرا دوست من؟

بیش از 95 درصد تصمیم های ما در هر لحظه بسته به احساسی که در لحظه داریم گرفته میشه!

تغییر کردن.. اگر فرمولش رو ندونی می تونه خیلی سخت باشه.. و به خاطر همینه که خیلی از افراد به راحتی، شاید بدون اینکه حتی متوجه این موضوع بشن فورا به زندگی قبلی و دایره ی امن خودشون بر میگردن.

اما دوست من..

امروز نوبت توئه. من امروز تمرین مهمی واست دارم که اگر این تمرین رو جدی بگیری، می تونه کل زندگیت رو عوض کنه

و اگر اون رو جدی نگیری و همین امروز اجراییش نکنی

فردای تو دقیقا مثل همین امروزت خواهد بود، شک نکن!

ازت میخوام که همین امروز به کتاب فروشی بری و کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید رو خریداری کنی و ظرف یک هفته (ترجیحا) الی یک ماه (حداکثر) این کتاب رو مطالعه کنی.

هر فصل از این کتاب رو که خوندی، در پایین همین صفحه خلاصه ای از اون فصل رو به همراه نظر شخصی خودت در مورد اون فصل و تجربیاتی که شخصا در راستای اون فصل در زندگی خودت داشتی رو واسم کامنت بگذار.

در ایمیل بعدی بیشتر این موضوع رو واست باز می کنم که این تمرین ساده اما قدرتمند چه تغییراتی رو در زندگی تو ایجاد می کنه. منتظر ایمیل بعدی من باش.

یادت نره دوست من. ازت میخوام:

که همین امروز این کتاب رو خریداری کنی و به محض اینکه کتاب رو خریداری در پایین این صفحه واسه ی من کامنت بگذاری که سفر من شروع شد.

شروع به مطالعه ی کتاب کنی و هر فصل رو که خوندی خلاصه ای از اون فصل رو به همراه نظر شخصیت در مورد اونچه مطالعه کردی و تجربیاتی که در زندگیت در اون راستا داشتی رو واسم کامنت بگذاری

و منتظر ایمیل بعدی من باشی:)

دوست من یادت باشه که این تصمیم می تونه کل زندگیت رو متحول کنه، امیدوارم که جدیش بگیری و همین حالا دست به کار بشی.

امیدوارم که همواره شاد، سلامت و ثروتمند باشی

دوستدار شما- محمد امین عرفانی زاده

 

 

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

captcha Refresh
ali moradi در تاریخ ۱۳۹۶/۰۸/۳۰ گفته:
۰ ۰ | ۰

عاای

امیر امیری در تاریخ ۱۳۹۶/۰۷/۲۲ گفته:
۰ ۰ | ۱

با درود به استاد عرفانیزاده عزیز ,من محصول دکمه اقدام رو خریدم و سر آغاز تغییرات بنیادی در زندگی من شده از جمله مطالعه همین کتاب که خیلی وقت بود تو کتابخونه داشتم اما به دلایلی که در ویدیوی دکمه اقدام گفته شد بهونه میاوردم و اما خلاصه فصل اول:
1-بدونیم چی میخوایم و هدف چیه(بارنس ,جنینگزراندولف,کودک بومی ,داربی)
2-برای رسیدن به اون پافشاری کنیم نه کمتر از اون و از شکست نترسیم
3-وقتی که باورهامون تغییر کردوازذهنیت منفی به ذهنیت مثبت تغییر کرد غیر ممکن ها به ممکن تبدیل می شه .
4-و وقتی این اتفاق افتاد با ثروت و موفقیت هم فرکانس میشیم.
5-و پس از اون اتفاق های و آدم هایی در مسیر ما قرار میگیرن که موفقیت رو ایجاد میکنن و بعد از اولین ثروت ,ثروت به صورت حرکت سریع به سمت ما می آد.
6-و شما در یک کلمه حاکم بر سرنوشت خودتون می شید .

رضا بنویسم دات کام
رضا بنویسم دات کام در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۳۱ گفته:
۰ ۰ | ۰


سفر من شروع شد.
نکاتی از فصل چهارم کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید؛
تلقین به خود راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار:
1- ذهن نیمه هوشیار تنها نسبت به افکاری واکنش نشان می دهد که با احساس و هیجان همراه باشد.
2- برای به دست آوردن توانایی مطلوب باید بهایی برای آن بپردازید.
3- برخی موارد برنامه‌ها برای حس ششم الهام می شوند به محض دریافت باید به آنها عمل کرد.
4- دستورات و خواسته ها باید بارها و بارها برای ذهن نیمه هوشیار با صدای بلند تکرار شوند.
5- بر حسب عادت انسان برای پذیرش نظریات جدید تردید می کند.

Mansour m در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۳۱ گفته:
۰ ۰ | ۱

فصل 4:
اطلاعات ورودی از طریق حواس پنجگانه---> خودآگاه------ > تلقین------ > ذهن نیمه خودآگاه
تمام اطلاعاتی که از طریق حواس پنجگانه (تجربه)وارد ذهن خودآگاه ما می شود.این ما هستیم که میتوانیم آگاهانه به این اطلاعات اجازه ورود به ذهن ناخوداگاه را بدهیم یا ندهیم .همچنین میتوانیم به انها بی توجه باشیم تا هر اطلاعات مفید و مضری وارد نا خوداگاهمون بشه و اطلاعات مضر باعث عقب ماندگی ما میشه مثل ذهن فقیر.
ذهن نیمه خوداگاه افکاری را که با ایمان سرشار از احساس شدن رو با کمال میل میپذیره و به اون قدرت میده
اطلاعاتی که مرتب تکرار بشن به باور تبدیل میشن و دارای احساس و هیجان به همین خاطر وارد ناخوداگاه میشه و ناخوداگاه هم مطابق اون عمل میکنه.
هرچقدر که بیشتر بر خواستمون تمرکز کنیم تلقین قوی تر شده احساسات بیشتری رو به خود میگیره و تبدیل به دل مشغولی و دغدغه فرد میشه.
بعد در قسمت پایانی اون6 مرحله برای رسیدن به خواسته که در فصل های قبلی اومده بود رو بطور خلاصه توضیح داده.
تجربه شخصی:
خودم شخصا اگر چیزی رو واقعا بخوام نسبت بهش 100%احساس هیجان دارم و در موردش تخیل میکنم اونقدر این تخیل واحساس همدیگه رو تقویت میکنن که خواستن من مرتب قوی و قوی تر میشه تا جایی که دیگه نمیتونم اصلا بهش فکر نکنم و منو به خودش جذب میکنه و ذهن ناخوداگاهم راه رو بهم نشون میده.که این تجربه ی من بیشتر در زمان کودکی بود که هنوز باورهای مضر در ذهنم نبود ولی الان بدون اینکه خودم متوجه بشم باورهای مضری در من هست که باعث میشه نسبت به هیچ چیزی هیجان نداشته باشم .حتی پول من به پول نیاز دارم واقعا هم نیاز دارم ولی اصلا پول زیاد هیجانی در من ایجاد نمیکنه حتی در موردش هم فکر میکنم مثلا ویلا داشته باشم در فلان کشور با فلان اب و هوا فلان ماشین خاص رو سوار شده باشم با ایکه خودم رو سوار بر اون ماشین تصور میکنم هیچ هیجانی رو در من ایجاد نمیکنه.
نظر خودم اینه که ذهن من از باور های مضری پر شده که نمیتونم شناساییشون کنم.شاید هم مشکل از چیز دیگه ای باشه که متوجهش نیستم.

رضا بنویسم دات کام
رضا بنویسم دات کام در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۳۱ گفته:
۰ ۰ | ۰


نکاتی از فصل اول کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید؛
اندیشه ثروت است:
1- ثروت و موفقیت از آن افرادی است که ذهنیت موفق دارند. در واقع بیان دیگری از این قانون، همان قانون جذب است.
2- داشتن هدف مشخص یکی از شروط اصلی موفقیت و به دست آوردن ثروت است.
3- باید دقیقا بدانید که چه میخواهید.
4- برای رسیدن به هدف باید سخت کوشی و مدوامت داشت.
5- موفقیت در یک قدمی شکست است.
6- قبل از شکست و دست کشیدن از کار باید با یک متخصص مشورت کرد.
سفر من شروع شد.
نکاتی از فصل دوم کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید؛
اشتیاق نقطه شروع همه موفقیتها:
1- برای رسیدن به هر خواسته ای اشتیاق وافر و سوزان لازم است.
2- خواستن به تنهایی منجر به موفقیت و ثروت نیست.
3- شش راه تبدیل میل و اشتیاق به ثروت و خواسته: تعیین دقیق مبلغ، تعیین میزان سرمایه گذاری، تعیین تاریخ مشخص برای دستیابی، داشتن برنامه قطعی، تعیین رقم و زمان دستیابی به آن، خواندن و تکرار مطالب و رقم قبل خواب و هنگام بیداری
4- نقطه عطف موفقیت از بحران شروع می شود.
5- ادیسون،بردران رایت، مارکنی، چارلز دیکنز، هلن کلر، بتهوون، بل ایر و بسیاری از مشاهیر از رویا و تبدیل آن به واقعیت از طریق اشتیاق فراوان و پشتکار استفاده کرده اند.
سفر من شروع شد.
نکاتی از فصل سوم کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید؛
ایمان
1- با تلقین می توان اشتیاق را به معادل فیزیکی آن تبدیل کرد.
2- از راه های ایجاد باور ایمان تکرار تایید سفارش است.
3- باور و ایمان تعیین کننده عملکرد ذهن نیمه هوشیار است.
4- شرط لازم موفقیت عمل کردن است.
5- ایمان نقطه شروع انباشت ثروت است.
6- هر اندیشه و هدف در ذهن، مشابه خود را جذب می کند.
7- اهداف باید نوشته شوند یا آنها صورت برداری صورت بگیرد.
8- هر برنامه یا هدف با تکرار در ذهن کاشته می شود.
9- استفاده از فرمول 5 مرحله ای برای ایجاد اعتماد به نفس
10- اشخاصی که در زندگی شکست می خورند و احساس پریشانی و بدبختی دارند عمدتاً نکات منفی به خودشان تلقین می کنند.
11- به کمک جملات تلقینی می توان به خواسته های خود دست یافت.
12- پیروز کسی است که فکر میکند می تواند پیروز شود.

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 15 و پایانی:تردید،شک و ترس زمانی که در ذهن وجود داشته باشند حس ششم نمیتواند عمل کند.تردید و دودلی تولید هراس میکند و به شکست می انجامد.قبل از احساس ترس اندیشه آن در ذهن می آید.6 هراس اصلی:ترس از فقر،ترس از انتقاد،ترس از بیماری،ترس ازدست دادن عشق و محبت اشخاص،ترس از کهولت،ترس از مرگ.ترس از فقر مهلک ترین ترین ترس هاست و شکست را در انواع و اقسامش به ذهن انسان دعوت میکند.نشانه های ترس از فقر:بی تفاوتی،شک و تردید،نگرانی،احتیاط بیش از اندازه،توجه به اشخاص شکست خورده و بی توجهی به موفق ها،تنبلی و مسامحه کاری.ترس از انتقاد:ناشی از این طبیعت به ارث رسیده به انسان است که نه تنها میخواهد اشیاء و مایملک سایر هم نوعان خود را به دست آورد،بلکه میخواهد خود را از انتقاد سایر هم نوعان خود مبرا نگه دارد.بهترین راه استفاده از اشخاص به جای انتقاد، پیشنهاد سازنده است.نشانه های ترس از انتقاد:کم رویی،نداشتن تعادل و توازن،شخصیت ضعیف،عقده حقارت،ولخرجی،نداشتن ابتکار،فقدان جاه طلبی.ترس از بیماری:با ترس از پیر شدن و ترس از مرگ ارتباط نزدیک دارد.با تلقین میتوان فردی را بیمار کرد.این بذر ترس در همه وجود دارد.نومیدی و دلسردی در کارهای شغلی و امور عشقی از جمله مهم ترین علل بیماری هستند.نشانه های ترس از بیماری:تلقین به خود،خود بیمار انگاری،ورزش نکردن.ترس از دست دادن معشوق:منبع اولیه این هراس احتمالا از زمانی نشات میگیرد که مردها زن های یکدیگر را می ربودند یا با زن های دیگر رابطه برقرار می ساختند.حسادت در بیماری های روانی ناشی از این ترس است.این ترس از بقیه ترس ها دردناک تر است و فکر و ذکر اشخاص را اشغال میکند.نشانه های ترس از دست دادن مهر و محبت:حسادت ،عیب جویی، قمار کردن ، خرج بیش از اندازه یا زیر بار قرض رفتنبه منظور راضی کردن معشوق.ترس از مرگ:از ظالمانه ترین ترس هاست. میتواند ناشی از تعصبات مذهبی باشد.مرگ تنها یک مرحله گذرا به سوی ابدیت است.نشانه ترس از مرگ: اندیشیدن به مرگ به جای فکر کردن به زندگی.بهترین راه درمان آن اشتیاق سوزان به پیروزی است. عمومی ترین علل ترس از مرگ:بیماری،فقر،نداشتن کار و شغل مناسب،نومید شدن از عشق و تعصبات مذهبی.
نگرانی شکلی از ترس ادامه دار است که در اثر تردید و دودلی به وجود می آید. ذهن بی قرار و عاجز میشود. ارتعاش ترس از ذهنی به ذهن دیگر میرسد.باید بتوانیم اندیشه و افکار خود را کنترل کنیم.آسیب پذیری در برابر نفوذ منفی ،خاک حاصلخیز شکست است. جایگاهی عمیق دارد و موذی است.و باید خودمان را با قدرت اراده در برابر آن محافظت کنیم.انسان در معرض آسیب همه تلقین هایی است که با نقاط ضعف او در ارتباط باشد. نفوذ آن از طریق ذهن نیمه هوشیار عمل میکند. بدون تردید متداول ترین نقطه ضعف همه ی انسان ها این عادت است که ذهن خود را در برابر نفوذ های منفی سایرین تنها میگذارند.برای اینکه متوجه حضور این عادت شویم باید خودمان را با پرسش های تحلیلی مورد ارزیابی قرار دهیم.
ما روی اندیشه خود کنترل مطلق نداریم. باید تمام سعیمان را بکنیم که ذهن خود را روی حرف های منفی دیگران ببندیم. زیرا انسان را از داشتن دارایی هایی که به لحاظ قانونی به داشتنش مجاز است محروم میسازد.کنترل ذهن نتیجه نظم و انضباط و عادت است.مفید ترین روش عملی برای کنترل ذهن این است که آن را با هدفی مشخص و با برنامه ای معین سرگرم کنید. افراد ناموفق دلایل و بهانه های فراوانی برای شکست های خود می آورندکه همه واهی و زاییده ذهن است و از آن ها دفاع میکنند چون خود خالق این بهانه ها هستند.
نتیجه : باید برای پیروزی بر ترس های چندین ساله و قدیمیه خود هجوم برد آنگاه پیروزی از راه میرسد و متوجه میشویم ترس ما بیخود بوده است.همچنین باید ذهن خودرا از موارد منفی با تمرین و تکرار و عادت دور سازیم تا اندیشه مثبت جای آن را بگیرد.

sahar mohamady در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام.سفر منم شروع شد.تو اوج نا امیدی وناراحتی به این کتاب واین صفحه هدایت شدم.امیدورام واقعا کمکم کنه این راه

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 14:حس ششم آن بخش از ذهن نیمه هوشیار است که تصور خلاق نامیده میشود.به وسیله ی آن نقطه نظرها ، برنامه ها ،افکار،حادثه در آینده یا الهام به ذهن انسان خطور میکند.می توانیم با نیرویه تصور جلساتی خیالی با افراد دلخواه تشکیل داده و پاسخ مشکلات خود را در مورد موضوعات مختلف بیابیم.زمانی حس ششم فعال میشود که تحت تاثیر انگیزه ها و تحریک های فوق العاده و غیر متعارف و موقعیت اضطراری که احساسات را برانگیزند، قرار بگیریم در این حالت جریان نبض بیش از حد نرمال افزایش یافته است.این نیرو را باید به تدریج در خود افزایش داد.
شخصا تجربه این موضوع را داشته که وقتی در مورد مساله ای زیاد فکر کردم پس از چند روز جواب آن مساله در ذهنم فریاد میشد مثلا هنگام برخواستن از خواب و نوعی احساس اطمینان به همراه داشت.

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۵ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 13:مغز انسان در آن واحد گیرنده و فرستنده ارتعاشات فکری است.به کمک احساسات ارتعاش فکری افزایش می یابد.هیجان جنسی مهم ترین هیجان و احساس انسان است.سه عنصر مهم برای مغز ذهن نیمه هوشیار،تجسم خلاق و تلقین به خود است.ذهن نیمه هوشیار فرستنده مغز است که به کمک آن ارتعاشات فکری پخش میشود.تصور خلاق گیرنده است که به کمک آن نیروی فکری دریافت می شود. اصل تلقین به خود وسیله به کار انداختن ایستگاه پخش ماست.انسان ها اغلب به آنچه به وسیله حواس پنج گانه خود درک نمی کنند توجه ندارند ولی انسان ها به وسیله نیروهای دیده نشدنی کنترل میشوند.انسانها با همه علم و آگاهی از نیروی ناملموس اندیشه اطلاعی ندارد. زمانی میتوانیم از ذهن گروهی استفاده کنیم که در کنار یکدیگر ذهن خود را در آن موضوع تحریک کنیم در این زمان به دانشی خارج از حیطه ی دانش خود دست می یابیم و با درهم آمیختن آنها با یکدیگر راه حلی برای مشکل خود بیابیم.
به نظر بنده زمانی میتوانیم از نیروی فکر و تاثیر آن بر زندگی خود آگاه شویم که به آن باور داشته باشیم.

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۵ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 12:ذهن نیمه هوشیار افکار و احساسات را بدون توجه به ماهیت آن ها در خود نگه میدارد.میتوانیم داوطلبانه در ذهن نیمه هوشیار خود برنامه یا هدفی برای رسیدن به معادل فیزیکی آن قرار دهیم.شب و روز ذهن نیمه هوشیار فعال است.بین ذهن محدود انسان و فراست بی انتها ارتباط برقرار می سازد.باید به کمک صبر و شکیبایی و ایجاد عادت آن را تحت تاثیر قرار دهیم. باید آگاهانه جلو افکار منفی را گرفته و به جای آن انگیزه های مثبت قرار دهیم که به کمک نیروی تصور وتخیل به برنامه تبدیل میشود که منجر به موفقیت میشود.تنها افکار آمیخته با احساس روی ذهن نیمه هوشیارتاثیر میگذارند.احساس منفی بی آنکه ما دخالتی داشته باشیم بر تکانش های فکری ما تاثیر دارند و بر ذهن نیمه هوشیار ما تاثیر دارند با کمک تلقین به خویشتن باید افکار مثبت را بر ذهن نیمه هوشیار خود غالب کنیم.هفت احساس مثبت:1. میل واشتیاق2.ایمان3.عشق جنسی4.دلگرمی5.تخیل 6.امید هفت احساس منفی:1.ترس 2. حسادت 3.تنفر 4.انتقام 5.حرص 6. خرافات 7.خشم
احساسات مثبت ومنفی نمیتواند همزمان ذهن را اشغال کنند.وجود یک احساس منفی در ذهن هوشیار کافیست تا تمام کمک های سازنده ذهن نیمه هوشیار را از بین ببرد.اگر دعا و نیایش با ترس و تردید همراه باشد ذهن نیمه هوشیار با توجه به آن کار میکند.
شخصا هر موقع با مداومت احساس خوب چیزی را در ذهن تجسم کردم به آن رسیدم ،زودتر از آن که فکرشو کنم.

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۴ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 11 کتاب :میل جنسی میلی قوی در انسان است که فرد متاثر را دارای نیروی تصور و تخیل فراوان می کند. البته به شرطی که بتوانیم این نیرو را تبدیل به نیروی اخلاقی کنیم.این احساس به سه امر نظر دارد:1.بقای نسل2.حفظ سلامتی3.تبدیل انسان متوسط به نابغه.انسان های موفق هنر تبدیل میل جنسی را آموخته اند و مردان موفق تحت تاثیر نفوذ یک زن قرار داشته اند. انسان تحت تاثیر این نیرو به ابر نیریی برای اقدام کردن دست می یابد.میل ابراز جنسی در راس محرک های ذهن قرار دارد و باعث اقدام در اهداف می شودو باعث افزایش شدت اندیشه برای نابغه شدن می شود. این نبوغ به کمک حس ششم یا همان تجسم خلاق ایجاد می شود انسان با تجسم خلاق به:1.فراست بی انتها2.ذهن نیمه هوشیار خود3.اندیشه آزاد شده دیگران4.ذهن نیمه هوشیار دیگران دست می یابد. اطلاعاتی که از ذهن خلاق به دست می آید به مراتب از ذهن استدلالی قابل اعتماد تر است و از منابع مطمئن تری دست می آید. نوابغ ذهن خلا ق خود را به کمک انگیزه های جنسی فعال می کنند.این نیرو را باید از حالت فیزیکی ،به مسایل و امیال و اعمال برای اهداف هدایت کرد.قدرتمند ترین احساسات و هیجانات مربوط به نیروی جنسی است و ذهن خلاق بر اساس آن کار می کند. کسانی که انگیزه های قوی جنسی دارند نیروی جاذبه بسیار زیادی دارند. راههای انتقال ای جذابیت:1.دست دادن2.لحن صدا3.حالت بدن4.ارتعاشات اندیشه5.حالت ظاهر. فروشندگان با داشتن این ویژگی ها اشتیاق و دلگرمی را منتقل می کنند. تبدیل نیروی جنسی مستلزم قدرت اراده است.البته داشتن طبیعت جنسی قوی هرگز به مفهوم بی بندوباری نیست. افراط در آن باعث از بین رفتن قدرت استدلال و اراده میشود. انسان در قبل از 40 الگی هنر تبدیل نیروی جنسی را می آموزد و این محرک و انگیزه ذهنی باعث موفقیت های بزرگ بعد از این سن میشود.عشق، تخیل و نیروی جنسی هر سه در کنار هم انسان را به بالاترین موفقیت ها می رسانند.خاطرات عشقی ما را در رویا و برنامه ای قرار می دهد که تمام زندگی مادیمان را متحول سازیم. میل شدید مردان به راضی کردن زنان باعث می شود که دنبال ثروت،لباس خوب، اتومبیل و موفقیت بروند.و از این موفقیت و ثروت به راضی کردن زن برسند و زن می تواند از این نیرو مرد را به اوج ببرد یا اورا درهم خورد کند. به نظر بنده با توجه به اینکه جامعه ما دینی و رسیدن به اهداف با استفاده از انگیزه های جنسی تقبیح میشود استفاده از این نیرو به طور کامل و صحیح در جامعه تشریح نشده مثلا به این علت که باعث انحرافات اخلاقی در اجتماع میشود،باعث شده تقریبا افراد جامعه ما تقریبا از این محرک ذهنی استفاده درست و کامل را نداشته باشند.

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۳ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 10 در مورد قدرت همکاری است.قدرت دانش سازمان یافته را می توان از سه منبع بدست آورد.1.نیروی لایزال الهی 2.تجربه انباشت شده 3.آزمایش و پژوهش. برای ایجاد نیروی سازمان یافته حداقل دو تا سه نفر باید با هم همکاری هماهنگ داشته باشند. دو ویژگی اصلی گروه همکاران:ماهیت اقتصادی است که ما باید با افرادی که دارای شعور مقبول هستند همکاری کنیم.ماهیت روانی وقتی ایجاد می شود که دو مغز با هم همکاری کنندمغز سومی با نیروی نامرئی و ناملموس ایحاد میشود.
باکنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز انرژی فکری بیشتری تولید می شود و این نیرو در خدمت همه مغز های گروه قرار می گیرد. به نظر بنده وقتی انسان با افرادی در کاری همکاری دارد پروژه ای را شروع می کند امکان دلسردی او در آن کار به مراتب کاهش می یابد و نیرو و توان شخص برای انجام کار افزایش می یابد و احتمال موفقیتش افزایش میابد. البته باید با افراد قوی که از لحاظ شخصیتی میتوانیم با آنها کار کنیم همکاری داشته باشیم.

سید رضا هاشمیان بیدگلی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۳ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام. من کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید صوتی تهیه کردم و به فایل صوتی گوش میدم. اشکالی که نداره ؟میخواستم مطمئن باشم.

آیدین احمدنژاد
آیدین احمدنژاد در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۲ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام سفر من از فردا شروع می شه

حمیدرضا نوروزیان در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۲ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام.من هم شروع کردم

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۲ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل 9 کتاب در مورد مداومت و پایداری است.مبنای آن قدرت اراده است.که با میل و اشتیاق افزایش می یابد.باید نیروی مداومت را به تدریج در خود آفرایش دهیم.تمام انسان های موفق بارها شکست خورده اند ولی مداومت و پایداری از خود نشان داده اند.از جمله علل مداومت:هدف مشخص،میل، اتکای به نفس،برنامه مشخص،دانش دقیق،همکاری،قدرت اراده،عادت مداومت.از نشانه های ضعف در مداومت:عدم شناخت دقیق خواسته خود،مسامحه،بی علاقگی به کسب دانش تخصصی،تردید و دودلی،عدم برنامه مشخص،از خود راضی بودن،بی تفاوتی،دیگران را مسئول شرایط واشتباهات دانستن،کمی میل و انگیزه،تمایل به تسلیم شدن در برخورد با مشکلات ابتدائی،آرزو کردن به جای میل داشتن،کنار آمدن با فقر،توجه زیاد به راههای میانبر،ترس از انتقاد.وقتی به دیگران اجازه دخالت در زندگی می دهیم و یا میترسیم از دیگران انتقاد کنیم و یا از کارهای شانسی و خطیر و دارای ریسک اجتناب میکنیم در واقع می ترسیم مورد انتقاد واقع شویم.که این ترس مانع از ابرام در کارها میشود.راههای افزایش مداومت:هدف مشخص هراه با اشتیاق سوزان،برنامه مشخص با اقدام مستمر و پیوسته،ذهنی بسته و گارد گرفته در برابر موضوعات منفی، استفاده از همکاران شایسته.هیچ کیفیتی به اندازه مداومت و پایداری کار سازی ندارد.بنده معتقدم وقتی با مشکلات مواجه میشویم اگر از خود مداومت و پایداری نشان دهیم ناگهان پس از مدتی راههای زیادی برای رفع آن مشکل پیش می آید و آن مساله به راحتی حل می شود و باعث موفقیت چشم گیر ما در آن مورد میشود.

رزیتا علوی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۲ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام
من‌کتابو یک دور خوندم ولی عطش زیادی دارم که دوباره بخونمش و اینبار خلاصه نویسی بکنم
کلیت کتاب این بود که هدفمون رو مشخص کنیم بیاندیشیم راجبش برای رسیدن به هدف میل و اشتیاق فراوان داشته باشیم، ایمان داشته باشیم که بهش میرسیم، برنامه ریزی کنیم و با عزمو اراده راسخ در جهت رسیدن به هدف تلتش کنیم ( این کلیت بود )
من نو زندگیم با این روش به یه هدف که خیلی واسم مهم بود رسیدم ( یه عمل زیبایی که هزینه بر بود ولی به قدری اشتیاق داشتم که انجامش بدم بقدری پی گیرش بودم که همه چیز دست به دست هم داد و هزینه این عمل جور شد و الان که بهش فک میکنم میبینم که اراده من و اشتیاقم زیادم باعث رسیدن به خواستم شد
امیدوارم به همین روش و به کمک راهنمایی های شما استاد عزیز به زودی بتونم به هدف بزرگ زندگیم که پیدا کردن شغل مورد علاقم در زمینه شبکه هست برسم ...

shahrokh tehrani در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ گفته:
۰ ۰ | ۰

سلام و عرض ادب. فصول انتهایی کتاب از موانع در انجام خواسته های هدف گذاری شده سخن می گوید که ترس ها از آن جمله اند. و من خود ترس از فقر و ترس از انتقاد را در شروع اقدام به اجرای عملی تحقق بخشیدن به اهدافم می دانم. ترس از فقر باعث می شود شرایط درآمدی اندک موجود را رها نکنم و ترس از انتقاد سببی است تا فرصت های جدید را تجربه نکنم. شغل و تخصصی که سالها برای آن وقت گذاشته ایم و تحصیلات عالی که وقت و هزینه زیادی از ما گرفته است ما را در انتخاب خلاقانه و جسورانه فرصت های کسب درآمد هدف گذاری شده را مانع می شوند. ممنونم

Mansour m در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ گفته:
۰ ۰ | ۰

فصل سوم:
این فصل در مورد ایمان و روش ایجاد اون هست.
ایمان قدرت فوق العاده ای دارد.زمانی که یک فکر با ایمان ترکیب شود ذهن نیمه خوداگاه فورا آن فکر راجذب و به معادل روحی خود، تبدیل می کند و بعد،به هوش نامحدود منتقل می کند.
زمانی که فکر با سه احساس ایمان،عشق و تمایلات جنسی ترکیب شودچنان قدرتی میابد که فورا به ذهن ناخوداگاه می رسد.
تلقین و تکرار فرامین و دستورات تنها روش شناخته شده برای ایجاد ایمان است.

جواد عباسی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ گفته:
۰ ۰ | ۱

سلام فصل هشتم در مورد تصمیم گیری سریع و قاطعانه است.مساحمه و اهمال کاری ضد تصمیم گیری درست و به موقع است.تمام انسان های موفق دارای قدرت تصمیم گیری سریع بوده اند و درآن مداومت و پافشاری به خرج داده اند.نباید تصمیمات ما تحت تاثیر عقاید دیگران قرار بگیرد. ما باید در کارها همکارانی هماهنگ و هم درد انتخاب کنیم و فقط با آن ها در کارها مشورت کنیم .قبل از تصمیم گیری باید شنوده و بیننده خوبی باشیم و لازم نیست تصمیمات خودمان را با همه در میان بگذاریم.هر چه تصمیمات ما بزرگتر باشد شجاعت بیشتر و رسیک های بزرگتری میخواهد و در عین حال ارزشمندی بیشتری دارد.به نظر بنده ما باید تصمیم گیری را تمرین کنیم تا به یک الگوی ثابت در خود پی ببریم که در افراد مختلف متفاوت است.هر چه بیشتر تصمیم بگیریم این قدرت در ما افزایش یافته و از تردید و دودلی بیشتر فاصله میگیریم.